تبليغاتX
عاشق دیوونه

گنجينه معنوی

قسمتی از ترانه

مبحث مورد اشاره

خوشگلا باید برقصن ........

امربه معروف

ای قشنگتر از پریا — تنها تو کوچه نیا

نهی از منکر

مثل یک نورکوچولو اومدی و ستاره شدی …

اعجاز

دلم فقط تو رو میخواد …..

تارک الدنیا

برخیز شتربانان بربند کجاوه …..

جهاد

ای خانوم کجا کجا ؟

صیغه فضولی

برای روز میلاد تن خود – من آشفته رو تنها نذاری .....

رستاخیز - شفاعت

دارو ندارمو بگیر مال خودت مال چشات ....

صدقه - انفاق

تو محشری از همه سری ......

ذکر

هر کی یارش خوشگله جاش تو بهشته .....

وعدة الجنت

دلم هوس رطب کرده ......

روزه

یا منو ببر به خونتون یا بیا به خونه ی ما ...

جبر و اختیار

تو عزیزدلمی ، تو عزیزدلمی ، تو عزیزدلمی

حمد القلوب

پری پری الهی وربپری .....

نفرین

یه یار خوشگلی دارم .....

شکر زبانی

اگر اون مهندسه ، منم phd میگیرم ......

علم اکتسابی

و به شوق فردا که تو راخواهم دید ، چشم به راه میمانم.....

انتظار فرج

دیگه دوستم نداری ، دیگه دوستم نداری .....

سعه صدر

ما میرم به بندر سی هوای یاران ......

صله ارحام

افسوس که این مزرعه را آب گرفته .......

عذاب الهی

دهقان مصیبت زده را خواب گرفته ......

الضا لین

من وضو با نفس خیال تو میگیرم و تو را میخوانم........

وضو طهارت – نماز

میرم از شهر تو و یه کوله بار خاطره ......

هجرت

بابا تو دیگه کی هستی ... دسته شیطونو بستی

ذنوب الشیاطین

آره . خودم فداتم ..........

شهادت

یه حلقه طلایی اسمتو روش نوشتم .... میخوام بیام دستت کنم بیای تو سرنوشتم

نکاح – حق الزوجین

یه امشب شب عشقه .... همین امشبو داریم

لیلة القدر

با هم پشت ما کوهه ، نمیترسیم ، نمیافتیم

وحدت

خداخدای مستون . خدای می پرستون . به حقه هر چی عشقه ما رو بهم برسون ....

دعا

بزن باران که دین را دام کردند ......

تحریف – بدعت

منو با خودت ببر ......

اهدنا صراط المستقیم

من به رفتن قانعم .....

قناعت در طلب

شب تولد عشق دلم رو هدیه دادم ....

زکات

دیوونه – دیوونه – دیوونه شو دیوونه

استهزاء

یه ماچ دادو دمش گرم ......

اکرام ایتام

نمره ی بیست کلاسو نمیخوام ......

ایثار

منو تهدید میکنی ، که یه روز از پیشم میری ..

کظم غیض - مباهله

بگو منو کم داری بگو ........

ادعونی استجب لکم

+ تاریخ پنجشنبه 1387/02/26time 14:54 توسط crazy |

چند حكايت از پائولوكوئيلو

شهسواري به دوستش گفت: بيا به كوهي كه خدا آنجا زندگي مي كند برويم.ميخواهم ثابت كنم كه اوفقط بلد است به ما دستور بدهد، وهيچ كاري براي خلاص كردن ما از زير بار مشقات نمي كند.

ديگري گفت: موافقم .اما من براي ثابت كردن ايمانم مي آيم .

وقتي به قله رسيد ند ،شب شده بود. در تاريكي صدايي شنيدند:سنگهاي اطرافتان را بار اسبانتان كنيد وآنها را پايين ببريد

شهسوار اولي گفت:مي بيني؟بعداز چنين صعودي ،از ما مي خواهد كه بار سنگين تري را حمل كنيم.محال است كه اطاعت كنم !

ديگري به دستور عمل كرد. وقتي به دامنه كوه رسيد،هنگام طلوع بود و انوار خورشيد، سنگهايي را كه شهسوار مومن با خود آورده بود،روشن كرد. آنها خالص ترين الماس ها بودند...          

مرشد مي گويد: تصميمات خدا مرموزند،اما همواره به نفع ما هستند .

-------------------------------------------

رام كنندگان حيوانات سيرك براي مطيع كردن فيلها از ترفند ساده اي استفاده مي كنند.زماني كه حيوان هنوز بچه است، يكي از پاهاي او را به تنه درختي مي بندند. حيوان جوان هر چه تلاش مي كند نمي تواند خود را از بند خلاص كند اندك اندك اي عقيده كه تنه درخت خيلي قوي تر از اوست در فكرش شكل مي گيرد.وقتي حيوان بالغ و نيرومند شد ،كافي است شخصي نخي را به دور پاي فيل ببندد و سر ديگرش را به شاخه اي گره بزند. فيل براي رها كردن خود تلاشي نخواهد كرد .پاي ما نيز ، همچون فيلها،اغلب با رشته هاي ضعيف و شكننده اي بسته شده است ، اما از آنجا كه از بچگي قدرت تنه درخت را باور كرده ايم، به خود جرات تلاش كردن نمي دهيم، غافل از اينكه  : براي به دست آوردن آزادي ، يك عمل جسورانه كافيست

-------------------------------------------

مردي زير باران از دهكده كوچكي مي گذشت . خانه اي ديد كه داشت مي سوخت و مردي را ديد كه وسط شعله ها در اتاق نشيمن نشسته بود .مسافر فرياد زد : هي،خانه ات آتش گرفته است! مرد جواب داد : ميدانم .            

مسافر گفت:پس چرا بيرون نمي آيي؟

مرد گفت:آخر بيرون باران مي آيد . مادرم هميشه مي گفت اگر زير باران بروي ، سينه پهلو ميكني

زائوچي در مورد اين داستان مي گويد : خردمند كسي است كه وقتي مجبور شود بتواند موقعيتش را ترك کند .

-------------------------------------------

مردي در نمايشگاهي گلدان مي فروخت . زني نزديك شد و اجناس او را بررسي كرد . بعضي ها بدون تزيين بودند، اما بعضي ها هم طرحهاي ظريفي داشتند .زن قيمت گلدانها را پرسيد و شگفت زده دريافت كه قيمت همه آنها يكي است .او پرسيد:چرا گلدانهاي نقش دار و گلدانهاي ساده يك قيمت هستند ؟چرا براي گلداني كه  وقت و زحمت بيشتري برده است  همان پول گلدان ساده را مي گيري؟                  

فروشنده گفت: من هنرمندم . قيمت گلداني را كه ساخته ام مي گيرم. زيبايي رايگان است

-------------------------------------------

در روم باستان، عده اي غيبگو با عنوان سيبيل ها جمع شدند و آينده امپراتوري روم را در نه كتاب نوشتند.سپس كتابها را به تيبريوي عرضه كردند . امپراطور رومي پرسيد : بهايشان چقدر است؟

سيبيل ها گفتند: يكصد سكه طلا

تيبريوس آنها را با خشم از خود راند سيبيل ها سه جلد از كتابها را سوزاندند و بازگشتند و گفتند: قيمت همان صد سكه است !

تيبريوس خنديد و گفت:چرا بايد براي چيزي كه شش تا و نه تايش يك قيمت دارد بهايي بپردازم؟

سيبيل ها سه جلد ديگر را نيز سوزاندند و با سه كتاب باقي مانده برگشتند و گفتند:قيمت هنوز همان صد سكه است .

تيبريوس با كنجكاوي تسليم شد و تصميم گرفت كه صد سكه را بپردازد . اما اكنون او مي توانست فقط قسمتي از آينده امپراطوريش را بخواند .

مرشد مي گويد: قسمت مهمي از درس زندگي اين است كه با موقعيتها چانه نزنيم

+ تاریخ پنجشنبه 1387/02/26time 14:42 توسط crazy |

 

 

اگه گوشـــــی مجــــانـــــی مــــی خوای........

اگه مي خواي گوشي مجاني بياد دستت......

100%واقعي


ادامه دارد...

+ تاریخ سه شنبه 1387/02/17time 13:39 توسط crazy |

آهنگی جنجالی از گروه دیکتاتور

آهنگ گیرنده از چیریکی و زودیاک و اره

+ تاریخ شنبه 1386/12/11time 13:35 توسط crazy |

باز باران،با ترانه

با گهرهای فراوان

می خورد بر بام خانه

 


ادامه دارد...

+ تاریخ دوشنبه 1386/10/24time 14:57 توسط crazy |

دلم گرفته از آدم هايي که مي گن دوسِت دارم

اما معني شو نمي دونن

از آدم هايي که مي خوان مال اونا باشي

اما خودشون مال تو نيستن

از اونايي که زير بارون برات مي ميرن

و وقتي آفتاب مي شه همه چيز يادشون ميره

عشقت رو تقديم کسي کن که لايق اون باشه نه تشنه اون

چون هر تشنه اي روزي سيراب ميشه

وقتي كبوتري شروع به معاشرت با كلاغها ميكند

پرهايش سفيد ميماند، ولي قلبش سياه ميشود....

دوست داشتن كسي كه لايق دوست داشتن نيست اسراف محبت است

+ تاریخ شنبه 1386/10/22time 12:59 توسط crazy |